الگوی حل مسئله:

یادگیری بر مبنای چهار گام در حل مسئله‌

در این فرآیند یادگیری مبتنی بر فرآیند تدریس ساخت یافته از طراحی و آنالیز نظام‌هاست و ثابت شده است که در هر زمینه واقعی از رفتار بشری می‌تواند اثربخش باشد. این فرآیند شامل چهار گام متمایز است که به حل اثربخش مسئله منجر می‌شود. ‌

چهار گام عبارتند از:

۱- تعریف کردن‌

دانش‌آموزان باید یاد بگیرند، مسئله را به‌گونه‌ای تعریف کنند که پیش از انجام کاملا‌ فهمیده شود. تاکنون چند بار با شخصی که وقتش را از دست داده یا کارش را اشتباه انجام داده است روبه‌رو شده‌اید؟ مسلم است که دانش‌آموزان یاد می‌گیرند کار را به روشنی تعریف کنند و درک خود را از مسئله قبل از جلو رفتن کامل کنند. این یک مهارت ارزشمند زندگی است. به علا‌وه با واگذاری مسوولیت تعریف کار به دانش‌آموز، ما آنها را برای استفاده از مهارت‌های گوناگون فکری سطح بالا‌تر توانمند می‌سازیم؛ به‌گونه‌ای که آنها خود تعیین می‌کنند که چه کاری باید انجام گیرد. ‌

در رویکرد سنتی آموزش، معلمان، خود بخش تعریف و طراحی کار را برای دانش‌آموزان انجام می‌دهند. تکالیف اغلب به عنوان یک کار نیمه تمام و از پیش آماده شده‌اند و یا سوال‌هایی از پیش تعیین شده برای یافتن حل مسئله وجود دارد که موجب پرورش فرهنگ وابستگی دانش‌آموز به معلم برای گردآوری مواد و اطلا‌عات مناسب می‌شود. اما این روش در زندگی واقعی جواب نمی‌دهد. با تدریس به شیوه سنتی، از داشتن دانش‌آموزانی که به طور مستقل یاد می‌گیرند، محروم هستیم. ‌

 
۲-  طراحی کردن‌

تا اینجا مسئله تعریف شده است. اینک باید دانش‌آموزان راه‌حلی طراحی کنند. غالبا ضروری است دانش‌آموزان مهارت‌های تازه‌ای یاد بگیرند یا اطلا‌عات جدیدی گردآورند تا بتوانند کار را با موفقیت انجام دهند. در این گام، هدف این است که دانش‌آموزان مجبور باشند خودشان آنچه را برای یادگیری و تکمیل کار نیاز دارند، تعیین کنند. ‌ این کلیدی است برای پرورش استقلا‌ل در تفکر دانش‌آموزان. آنها وقتی به محل تحصیل‌شان وارد می‌شوند، نمی‌توانند به معلم وابسته باشند. باید قبل از اینکه در جامعه رها شوند، دادن مسوولیت به آنها برای یادگیری را آغاز کنیم. ‌

واگذاری این مسوولیت به معلم به معنای دادن نقشی تازه به اوست. نقش معلم در اینجا راهنمایی و مشاوره است. او دانش‌آموزان را به تمرکز روی راه درست سوق می‌دهد و دانش‌آموزان هستند که خود تعیین می‌کنند چه چیزی را باید یاد بگیرند. ‌

3- تهیه و تولید (انجام دادن(

تا اینجا مسئله تعریف شده و یک راه‌حل برای آن طراحی شده است. اکنون دانش‌آموزان باید نقشه را به مرحله عمل بگذارند. این می‌تواند به معنای شرکت در یک مباحثه، نوشتن داستان، ساختن یک میز، نوشتن یک مقاله، پختن یک کیک، انجام یک آزمایش یا خلق یک ابزار چندرسانه‌ای باشد. به هر حال دانش‌آموزان در این گام باید یادگیری‌های گام‌های قبلی را در دنیای واقعی عمل کنند. ‌

۴- گزارش دادن‌

این گامی است که اغلب در آموزش و پرورش نادیده گرفته می‌شود. به هر حال، تعیین این مطلب که آیا شما کاری را که می‌خواستید، واقعا انجام داده‌اید یا نه، یک بخش اساسی یادگیری است. در اینجا بازخورد مفیدی برای دانش‌آموزان وجود دارد که به آنها کمک می‌کند، در دفعات بعدی کار بهتری ارائه دهند. بازخوردهای پیوسته و بازنگری عملکردی، دو نمونه از گام‌های گزارش دادن هستند. این گام برای دانش‌آموزان اهمیت زیادی دارد که هم روی محصولی که ارائه داده‌اند بازخورد بگیرند و هم برای محیط‌های کاری آینده که پس از فارغ‌التحصیلی با آنها مواجه می‌شوند، مفید است. ‌

ایفای نقش در این الگو، اساسی است. این فرآیند می‌تواند در همه کوشش‌های بشری به کار رود. اگر بخواهیم دانش‌آموزان برای محیط‌های کاری آماده شوند باید دوره‌های درسی پیوندهایی با دنیای واقعی داشته باشند. معلمان در شیوه جدید با رویکرد ساخت یافته‌ای براساس چهار گام ذکر شده، فرآیند یاددهی  یادگیری را سامان خواهند داد. ‌

ویژگی‌های معلمانی که با این الگو درس می‌دهند، چیست؟

در این الگو، معلمان از دانش‌آموزان می‌خواهند تا با اطلا‌عات محدود کار کنند و خود اطلا‌عات را کامل کنند. معلمان، شیوه‌های کارآمدی را برای ایجاد چالش در کلا‌س درس به جریان می‌اندازند. در کلا‌س آنها، دانش‌آموزان باید اطلا‌عات را از منابع گوناگون به دست آورند. راهبردهایی را که مانع بروز خلا‌قیت می‌شوند و به تقویت فرهنگ وابستگی می‌انجامند، رد می‌کنند و روش‌هایی را برای تقویت فرهنگ استقلا‌ل در یادگیری به کار می‌گیرند. آنها شکست یا نارسایی‌های مولد و مفید را تشویق می‌کنند. چنین معلمانی مالکیت و مسوولیت یادگیری را به دانش‌آموزان وا می‌گذارند تا آنها جریان‌های موجود در کلا‌س‌درس را با دنیای واقعی پیوند دهند.