در بسیاری از کتاب ها و روش های آموزشی که هماهنگ با دیدگاه رفتارگرایان تهیه و تولید می شود. ملاک قبولی ، حافظه برتر و نمره بالاتر است .نه دبیرستان حتی در دانشگاه. هشت سال است که تغییراتی در دوره ی ابتدایی صورت گرفته و آرام آرام به سمت دیدگاه شناختی ( فهمیدن و به کار بستن)حرکتی کرده ایم.

کاری ندارم آیا با همین دیدگاه تدریس می شود یا نه

خواستم بگویم بطور مثال کلاس ریاضی اول ؛ دوره ششم ابتدایی را با دیدگاه ساختار گرایی نگاه کنید. بخوبی متوجه خواهید شد گروه مولفین و روانشناسان تربیتی از دیدگاه شناختی هم فرا تر می بینند و سخت به ساختن ساختار ذهنی ، فعال و حساس هستند. ولی ما همچنان سنتی کار می کنیم. چرا؟

این در حالی است که فراگیران ما سخت به فراشناختی نیاز دارند.

بیشتر از اینکه در گروه  به کسب مهارت کار با ذره بین و یا دانش تقسیم اعشاری بر کسری دانش آموزان و فراگیران را مشغول کنیم . تعلیم و تربیت ما نیاز به جرأت آموزی دارد. اصلاح رفتار ، فرهنگ و روش درست اندیشیدن و...

یادمان باشد روش تدریس معلم محور به فراگیران سکوت می آموزد، نه جرأت درست اندیشیدن و ایجاد تغییر منطقی!!